
غیر از1 های مذهبی
این شخصیت ها رو دوست داشتم از نزدیک ببینم
سعدی
پیر گشتی و هوای و هوست پیر نگشت سعدیا خواب تو اینقدر چرا سنگین است
فردوسی
به روز گذر کردن اندیشه کن پرستیدن دادگر پیشه کن
به نیکی گرای و میازار کس ره رستگاری همین است و بس
انوشیروان عادل
کربم خان زند
دو چيز بر من بسيار ميچسبد؛ يکي آب يخ زمستان و ديگري پلو در شب عيد، زيرا تنها در زمستان آب يخ دسترس همه است و تنها شب عيد خيالم آسوده که همۀ ايران پلو ميخورند
امیرکبیر
هرزگی، قمه کشی و لوطیگری به خصوص در زمان دولت حاجی میرزا آقاسی رواج داشت. غروب که میشد هیچ زن و کودکی جرأت بیرون آمدن از خانه را نداشت. جوانان تهران قمه میبستند و به آزار و اذیت مردم میپرداختند. امیرکبیر، دستور داد که رسم قمهکشی و لوطیبازی از شهرها و راهها برداشته شود. وی حمل اسلحه سرد و سلاح گرم را منسوخ کرد. در یک جلسه عمومی، کسی پیشنهاد داد حمل سلاح ممنوع شود، امیر پاسخ داد:
" حمل سلاح آزاد است منتها کیست که جرئت استفاده دارد؟ "
و پس از این اگر دعوا و نزاعی رخ میداد کسی جرأت نداشت از قمهٔ خود استفاده کند و به مرور زمان این عادت از سر مردم افتاد و حمل سلاح منسوخ شد. او حقوق بسیار درباریها و شاهزادهها را کم کرد.
دوست داشتم حکایت بگم مثل سعدی
حماسه بگم مثل فردوسی
مثل انوشیروان عادل باشم
مثل کریم خان زند به فکر مردم باشم نه پادشاهی
از همه مهم تر مثل امیرکبیر باشم تو سیاست استوار، قاطع، نافذ، کسی که به بالادستش باج نمیداد چه برسه به پایین دست .
برچسب:
نویسنده: حسین رنجبر